مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
کوفه به نامردی از یسار و یمین ریخت بر سر مشکت قمر به مکر کمین ریخت آب شـدی سـاقـی از خـجـالـت قـولت! ای به فدای سرت که آب زمین ریخت کـودک شـیــرخـواره مـیـل آب نـدارد دل خـوری از مشک تو رُبـاب ندارد چـشـمبـهراهـت نـشـسـتـه تا که بیـایی عـشـق رقــیــه بـه تـو حـسـاب نـدارد مـیرسـد از خـیـمـههـا صـدای رقـیـه «عَــمــی الـعـبـاس» آشـنــای رقــیــه چـهـرۀ درهـمشـکـستهات خـبرم کرد! دلنـگــران گـشـتــهای بــرای رقــیـه بـغـض بـدی مـانـده در گلوی حسینت گریه نـکـن مـرد! روبـروی حـسـینت حـرمـلـه با هلهـله به سمت حرم رفت در خـطـر افـتــاده آبــروی حـسـیـنـت شــاه غــریـبـت بـبـیـن ســپــاه نــدارد رفـتـن مـن بـی تـو خـیـمـه راه نـدارد چـاره بـیـنـدیـش چـارهســاز دو عـالـم ایـن حـــرم مــحــتــرم پــنــاه نـــدارد یکتـنـه یک لـشـکـری برای حسینت بـعـد تو پـاشـیـده شـد قـوای حـسـیـنت من که پس از تو رسـیـدهام دمِ گـودال وای بـر احوال خـیـمـههای حـسـیـنت |